من این هفته برام اتفاق خاصی نستم تمام نیفتاد در دانشگاه فقط جمعه و شنبه نشستم بیشتر جزوهای دانشگاه را پاک نویس کردم و از همه مهمتر بنایی خونمون تموم شد  من هم شنبه و جمعه تا لنگ طهر خوابیدم از این به بعد طهر ها اومدم خونه یکساعت بخوابم و خستگی ام در بیاد  حالا یکی دوتا جک تکراری

1. دو تا سگ عاشق هم می شن مو قع عروسی عروس می که با اجازه پدر سگم مادر سگم برادرهای طول سگم واق واق

2. یک مور چه عاشق دختر همسایه شون می شه بعد یک سال می فهمه چای خشکه

این  تا جک تکراری بود اگه جک قشنگی داشتید برام بنویسید تا تو وبلاگم بنویسم شاد و سر بلند باشید

/ 2 نظر / 6 بازدید
مریم

سلام، اون موقع که بنایی داشتید بیشتر حواست به نوشتن بود، جدا از جمله اولت چیزی نفهمیدم، پریا از خودت بنویس، خیلی قشنگ می نویسی!

الهه

پریا جون تو که جای خود داری....ما هنوز ترم اولمون تموم نشده داریم میمیریم از خستگی [چشمک]