قصیده بهاریه فرخی سیستانی

بهار تازه دمید, ای به روی رشک بهار          بیا و روز مرا خوش کن و نیبد بیار

همی به روی تو ماند بهار دیبا روی           همی سلامت روی تو و بقای بهار

بهار اگر زیک مادر است با تو , چرا             چو روی توست به خوشی رنگ وبوی ونگار؟

بهار تازه اگر داردی بنفشه و گل               ترا دو زلف , بنفشه است وهردو رخ , گلزار

رخ تو باغ من است و تو باغبان منی            مده به هیچ کس از باغ من , گلی , زنهار

غریب موی که مشک اندرو گرفت وطن           غریب روی که ماه اندر او گرفت قرار

همیشه تافته بینم سیه دو زلف ترا             دلم زتافتش تافته شود هموار 

مگر که غالیه می مالی اندراو , گه گاه            و گر نه از چه چنان تافته ست غالیه بار

نداد هرگز کس مشک را به غالیه بوی           مده تو نیز , ترا مشک و غالیه به چه کار

ترا به بوی و به پیرایه , هیچ حاجت نیست       چنانکه شاه جهان را گه نبرد به یار

این قصیده در حدود صد بیست پنج بیت است که من در حدود 10 بیت آنرا در اختار شما گداشتم این دومین قصیده از فرخی است که در وبلاگم قرار دادم بعدها هر وقت توانستم یک زندگی نامه کلی از فرخی سیستانی شاعر دربار سلطان محمود غزنوی و ابوالمطفر چغانی در اختارتان می گدارم این قصیده هم ماندد سایر قصایدش چاپلوسی است

  

 

 

 

/ 13 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

دوست داری بی حجاب دوست داری با حجاب.فقط از اون خوشگلا. البته می دونم که خیلی خوشگلی.

الناز

ببخشید.فقط اظهار نظر کردم همین.عزیزم

الناز

[لبخند]شما کلاه قرمزی هستین؟

دست بوس شما

سلام ارباب.چگونه می تونم دست ها و پاهای شما را ببوسم؟چگونه می تونم کف کفش های نازنین شما رو بلیسم؟من حاضرم برای اینکه هر تحقیری از شما بشنوم.[ماچ]بردست چپ،[ماچ]بردست راست،[ماچ]برپاس چپ،[ماچ]برپای راست،[ماچ]بر کف پای چپ،[ماچ]بر کف پای راست،[لیسیدن]کف کفش های شما

الناز

این که بازم نشون نمی ده.عزیزم

الناز

این دیوونه کیه اون حرفا رو زده؟[قهقهه]

الناز

خلاصه سر کوچه مون بقالی باز شد[نیشخند] نه بابا!عکس که باز نمیشه.یه کاری کن کارستون.عکستو آپلود کن و آدرس آپلود رو بذار(عکس رو نذاری که باز نمی خونه فقط آدرس رو بنویس که ما بتونیم اونو کپی کنیم و توی یه نیو تب ببینیم.)فکر خوبیه؟[نیشخند]

الناز

اره خوبه.خیلی خوشگلی[لبخند]

امیرحسین

سلام. اگه مثل من یه شرح و تفسیری هم مینوشتید برای ابیات خیلی جذاب تر میشد. لا اقل با چنگ و دندون مینشستم میخوندم و نقد می کردم! فرخی چاپلوسی کرده درست، ولی بعضی قصایدش فوق العاده ست. این نباید در داوری هنری کارها در نظر گرفته بشه

امیرحسین

یکی از مشکلات اساسی ما هم همین افراط و تفریط هاست. یعنی چی که در اون حد نیستین که نقد کنین؟! نقد کردن یکسری معیار ساده داره و هر کسی که اون معیارها رو رعایت کنه (فارغ از مدرک و درجه تحصیلیش) می تونه یک منتقد خوب از آب در بیاد. من نگفتم نقد محتوایی... لا اقل شرح و تفسیر واژگان و اصطلاحات... دل و جرئت میخواد این کار واقعا؟!!! (پس من یا خیلی شیردل هستم یا شدیدا گستاخ و بی چشم و رو!)