دوکتاب غرور و تعصب ، عقل و احساس

سلام. امروز می خوام را جع به دو تا کتاب خانم جین آستین. باهتون صحبت کنم کتاب غرور و تعصب بیشتر باعث شهرت این نویسنده بزرگ شد و که این دو کتاب هر کدام چندبین شخصیت اصلی دارند که قهرمانان اصلی با هم ازدواج می کنند برخلاف خود نویسنده که در طول عمر 42 ساله شان هیچ وقت ازدواج نکردن.  در این دو داستان رو هم رفته سه انسان کامل و عاقل وجود دارد که بعدها بیشتر هم می شود . . من کتاب غرور و تعصب را خوشم می آید برای همین ترغیب شدم بقیه کتابهای او را بخوانم و می بینم که اشتباهم نکردم که بیخود پول بدم و برم کتاب ها را بخرم بعضی کتابها را الکی می خریم چون مثلا از اسم عنوان داستان خوشم آمده یا اینکه نشر معروفی آن را به چاپ رسانیده است . ولی عیبی نداره آدم نیاید افسوس گذشته را خورد.

کاش همیشه انسانهای کامل در زندگی وجود داشته باشد مثل شخصیت الینور که را هنمای ماریان در داستان عقل و احساس می شود  که در آخر ماریان هم مثل الینور یک شخصیت نسبتا کاملی می شود و  و افسوس می خورد چرا اینقدر بعضی وقتها اینقد بد قلق بوده است . و این قدر ساده دل به ویلوبی می دهد و این قدر ضعیف می شود  .وقتی ویلوبی ماریان را ترک می کند ماریان به شدت آسیب می ببند ودر نهایت این الینور است که او را هوشیار می کند و از عالم بچگی بیرون می آید . خود الینور هم در طول داستان ضعفهایی داشته است ولی به روی خود نمی آورد که اینقدر ضربه نخورد .

در داستان غرور و تعصب هم ما دو شخصیت الیزابت و دارسی را داریم که تقریبا انسانهای کاملی هستند و با هم ازدواج می کندد که در این داستان شخصیت دارسی غرور بیجایش را در آخر کنار می گذارد وسطهای داستان است که متوجه می شود عاشق شخصیت الیزابت می شود که گاهی از او خواستگاری می کند ولی چون شخصیت الیزابت از بخشی از گذشنه دارسی با خبر است جواب رد می دهد ولی وقتی حقایق روشن میشود با هم ازدواج کی کنند . در این داستان شخصیت جین که خواهر بزرگ الیرا بت است شخصیتی ساده و خوش قلب دارد که به هیچ کس از دید بد نگاه نمی کند مگر اینگه بدی آن شخص برای او ثابت شده باشد . که در آخر اوهم یا شخصیت بینگلی ازدواج می کند  .

من می خواهم یک  نیمجه نقد نیم خطی از خانم آستین برایتان بگدارم من موندم جرا زندگی قهر مانان داستان را بعد از دواج در داستان نمی گدارند همه قبل ازدواجشان است و زندگی آنها را بهد ازدواج قرار نمی دهد فقط یک توضیح چند خطی می دهدند .

راستی کتاب عقل و حساس را هم دو بار خوندم یک بار قبل از اینکه بخرم از خواهرم (دینا ) امانت گرفتم خوندم بعد یک بارهم رفتم شهر کتاب آن را خریدم و خوندم چون به نظر م درست نبود دباره آن کتاب را امانت بگیرم و بخوانم. ولی این طوری هر چقدر بخواهم می توانم برم آن را بخوانم و غرق در داستان بشوم. زیرا داستانی بسیار شیرین می باشد . آهان شخصیت الینور خواهر ماریان در این داستان است که سعی دارد با عقل جلو برود ولی ماریان یک مقدار از روی احساس عمل می کند  

/ 8 نظر / 12 بازدید
نيايش

سلام دوست گلم! آپم! خيلي خوشحال ميشم بيايي! اگه هم نيايي ...[قلب شکسته] خيلي خوب اين كتابا رو خلاصه كرده بودي. منم يه چند وقته ديگه ميخونمشون

نيايش

بنظرم حتما بيوگرافيش رو بذار. همون قدر كه كتاب مهمه نويسنده هم مهمه! بيچاره زحمت كشيده كتاب نوشته! [نیشخند] كتاب عقل و احساس رو ندارم و نخوندم ولي ان شاالله به زودي خواهم خوان[نیشخند]

نيايش

بنظرم حتما بيوگرافيش رو بذار. همون قدر كه كتاب مهمه نويسنده هم مهمه! بيچاره زحمت كشيده كتاب نوشته! [نیشخند] كتاب عقل و احساس رو ندارم و نخوندم ولي ان شاالله به زودي خواهم خوان[نیشخند]

نيايش

بنظرم حتما بيوگرافيش رو بذار. همون قدر كه كتاب مهمه نويسنده هم مهمه! بيچاره زحمت كشيده كتاب نوشته! [نیشخند] كتاب عقل و احساس رو ندارم و نخوندم ولي ان شاالله به زودي خواهم خواند[نیشخند]

نيايش

قالب وبت بسي قشنگهههه

نيايش

بازم كتاب معرفي كن

نيايش

مرسي از اينكه هميشه مياي وبم نظر ميدي

نيايش

[گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][قلب]