نورثنگر ابی

بی تردید یکی از آثار دوست داشتنی و برگزیده خانم جین آستین همین کتاب نورثنگر ابی است که این کتاب تقریبا یک سال بعد مرگ ایشان به چاپ رسیده است و کتاب تقربا کم حجم است واز همه آثار خانم جین آتسن غیر از ترقیب کم حجم تر است من این کتاب را حتی از غرور تعصبش بیشتر خوشم آمد این اثر یک جا و بقیه آثارش یک جا قرار دارد . سر گدشت دخنتری به نام کاترین است که زندگی   اطرافش را با رمان هایی که خوانده مقایسه می کند که آخر سر توسط قهرمان مرد داستان از خواب غفلت بیدار می شود و می گوید ما در رمان زندگی نمی کنیم و همه چیز در رمانهایی که خواندیم خلاصه نمی شود که در نهایت عین بقیه داستان های وی این دو باهم ازدواج می کنند . البته غیر از کاترین برادرش جمیز هم در داستان نقش دارد . که این دوباهم به بث سفر می کنند البته جدا جدا که در طول داستان هم دیگر را می بییند ولی در آخر های سفر کاترین با خانواده مرد داستان به نورثنگر ابی سفر می کنند وداستانی جداب درست می کنند ..................................

این داستان را از خواهرم امانت گرفتم وتقربا دو روزه تموم کردم

[ ۱۳٩٢/٥/٤ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

دوکتاب غرور و تعصب ، عقل و احساس

سلام. امروز می خوام را جع به دو تا کتاب خانم جین آستین. باهتون صحبت کنم کتاب غرور و تعصب بیشتر باعث شهرت این نویسنده بزرگ شد و که این دو کتاب هر کدام چندبین شخصیت اصلی دارند که قهرمانان اصلی با هم ازدواج می کنند برخلاف خود نویسنده که در طول عمر 42 ساله شان هیچ وقت ازدواج نکردن.  در این دو داستان رو هم رفته سه انسان کامل و عاقل وجود دارد که بعدها بیشتر هم می شود . . من کتاب غرور و تعصب را خوشم می آید برای همین ترغیب شدم بقیه کتابهای او را بخوانم و می بینم که اشتباهم نکردم که بیخود پول بدم و برم کتاب ها را بخرم بعضی کتابها را الکی می خریم چون مثلا از اسم عنوان داستان خوشم آمده یا اینکه نشر معروفی آن را به چاپ رسانیده است . ولی عیبی نداره آدم نیاید افسوس گذشته را خورد.

کاش همیشه انسانهای کامل در زندگی وجود داشته باشد مثل شخصیت الینور که را هنمای ماریان در داستان عقل و احساس می شود  که در آخر ماریان هم مثل الینور یک شخصیت نسبتا کاملی می شود و  و افسوس می خورد چرا اینقدر بعضی وقتها اینقد بد قلق بوده است . و این قدر ساده دل به ویلوبی می دهد و این قدر ضعیف می شود  .وقتی ویلوبی ماریان را ترک می کند ماریان به شدت آسیب می ببند ودر نهایت این الینور است که او را هوشیار می کند و از عالم بچگی بیرون می آید . خود الینور هم در طول داستان ضعفهایی داشته است ولی به روی خود نمی آورد که اینقدر ضربه نخورد .

در داستان غرور و تعصب هم ما دو شخصیت الیزابت و دارسی را داریم که تقریبا انسانهای کاملی هستند و با هم ازدواج می کندد که در این داستان شخصیت دارسی غرور بیجایش را در آخر کنار می گذارد وسطهای داستان است که متوجه می شود عاشق شخصیت الیزابت می شود که گاهی از او خواستگاری می کند ولی چون شخصیت الیزابت از بخشی از گذشنه دارسی با خبر است جواب رد می دهد ولی وقتی حقایق روشن میشود با هم ازدواج کی کنند . در این داستان شخصیت جین که خواهر بزرگ الیرا بت است شخصیتی ساده و خوش قلب دارد که به هیچ کس از دید بد نگاه نمی کند مگر اینگه بدی آن شخص برای او ثابت شده باشد . که در آخر اوهم یا شخصیت بینگلی ازدواج می کند  .

من می خواهم یک  نیمجه نقد نیم خطی از خانم آستین برایتان بگدارم من موندم جرا زندگی قهر مانان داستان را بعد از دواج در داستان نمی گدارند همه قبل ازدواجشان است و زندگی آنها را بهد ازدواج قرار نمی دهد فقط یک توضیح چند خطی می دهدند .

راستی کتاب عقل و حساس را هم دو بار خوندم یک بار قبل از اینکه بخرم از خواهرم (دینا ) امانت گرفتم خوندم بعد یک بارهم رفتم شهر کتاب آن را خریدم و خوندم چون به نظر م درست نبود دباره آن کتاب را امانت بگیرم و بخوانم. ولی این طوری هر چقدر بخواهم می توانم برم آن را بخوانم و غرق در داستان بشوم. زیرا داستانی بسیار شیرین می باشد . آهان شخصیت الینور خواهر ماریان در این داستان است که سعی دارد با عقل جلو برود ولی ماریان یک مقدار از روی احساس عمل می کند  

[ ۱۳٩٢/٤/٢٧ ] [ ٥:۱٩ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

اما emma

سلام من این هفته از حدود سه شنبه یک کتابی به نام اما خوندم اثر جین آستین .

این کتاب سرگذشت دختری به نام اما است که قهرمان داستان است ودر طول داستان از خود فریبی طی حوادثی به خود شناسی می رسد و این دختر یک مقدار لوس تشریف دارند یک مقدار اوایل داستان خسته به نظر می رسد ولی بعد داستان که جلوتر می رود قابل تحمل جداب می شود ونویسنده اوج هنرش را در این کتاب در اواسطش به نمایش می رساند وقشنگ به پایان می رساند که درنهایت چند نفر از جمله خود emmaبا اقای جرج نایتلی ازدواج می کنند .

من پیشنهاد می کنم ترجمه این کتاب را ترجمه رضا رضایی را بخوانید بهتره چون من من غرور وتعصب (مال همین نویسنده ) با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی را خوندم مال اونم خوب بود ولی من این را بیشتر پسندیدیم ولی داستان غرور وتعسب جید آستین از اما بهتر بود

من پیشنهاد می کنم که این داستان اما رابخونید دفعه بعد هم براتون توضیحی از داستان غروروتعصب  جین آستین ودیگر آثارش را می ذارم البته اگر وقت داشته باشم

گاوچران

[ ۱۳٩٢/۳/۳۱ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]