18/1/1392

سلام . خدمت شما خوانندگان بی معرفت که تو این سال جدید یک پیغام هم نذاشتید . و این خیلی بد است و من خیلی ناراحت شدم این 4 پستی که یک پیغام هم حتی نداره . حالا یک خبر خوب ....

تیتیم برادرم در مسابقات ایران اوپن دوم شدند . ومن پیشبینی کرده بودم که تیمش دومش می شود جریان ازین قرار بود که تیم پوریا پریروز 4 شد دیروز سوم ومن به مامان گفتم که 2 میشود وشد . ببابام هم گفت قبلا خواب شماره ماشینی که می خواستیم بخریم را دیدم واز قضا هم همان شماره شدنیشخند

خب این ایام مصیت بار عید گذشت وتمام شد ، ازین جهت می گم مصیبت بار برای اینکه تو عید همان طورکه می دونید پام یه مقدار پیچ خورده بود و تو استراحت مطلق بودم و من خیلی شدم بیشتر مهمون داشتیم و مادرم هم برای همدردی با من بیرون نرفت و من خیلی ناراحت بودم تو ایام عید فقط دو یا سه روزش را مهمان نداشتیم. وقتی هم می رفتن بعضی وقتها از شدت ناراحتی گریه می گرفت همه اش نمی شد درس خوند و من خیلی ناراحت بودم . امیدوارم که ترم دیگه زودتر بیاد بره وتموم شه ما هم نفسی بکشیم چون خیلی از درس خوندن خسته شدم نمی دونم چراناراحت. خب ازین به بعد باید بیشتر درس بخونم که عین ترم پیش آبروریزی نشه درس عمومی را بیافتم  . البته ناگفته نماند استاد های مرموز خیلی عقده ایی بودند وبعد نمره دادندبیشتر بچه ها را انداخته بودند وبه خاطر این دو درس معدلم نزدیک 14 شد دقیق نمی دونم چند شد 14 و خرده ایی شد منی که همیشه معدلم نزدیک 17 بودگریه.خب حالا بیاید دعا کنیم که همه امتحانات این ترم با سر بلندی بیرون بیان . ومنم ترم دیگه لیسانسم را بگیرم و نفسی راحت بکشم .

پ.ن: من نعطیلات را دوست دارم این ایام به خاطر اینکه نتونستم بیرونم برم حوصله ام سر رفت .

امیدوارم سال خوبی داشته باشیدماچ

 

[ ۱۳٩٢/۱/۱۸ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]