24/11/1391

دیگه حساب کتا ب تقویم از دستم در رفته اصلن موندم چه شده که تاریخ ها را حتما باید از تو تقویم ببینم منی که همیشه همه چیز تو خاطرم می موند . دیروز هم حسابی ضد حال خوردم چونکه آدرینا (دختر دینا, خواهر زاده ام) حسابی مریض شده بود وسرما خورده بود و چند بار بالا آورده , ولی امروز خدا را شکر بهتر هست ولی حالش خوب خوب نیست . بعد از اینکه رفتم خونه خواهرم اینها و برگشتم همین طوری رفتم برنامه درسی ام را چک کنم که ببینم امروز خیر سرم چه درسی دارم؟ دوستان چشمتون روز بد نبینه رفتم  که ببببببببببببببببببعله درس وصایا حضرت امام کلاسش حذف شده .آقا من به دوستم زنگیدم(منظورم آرزو و مرضیه و فهیمه و فاطمه ) نیست . جفتمون زدیم زیر گریهگریه. که این چه وضع اش و اینها و شانسی که آوردیم این بود که جفتمون هنوز ترم آخر نیستیم ولی جفتمون تصمیم گرفتیم که امروز ژیش معاون گروهمون و جریان چیه و درستش کنیم منم امروز دو  دانشکده کلاس داشتم یکی دانشکده فنی برای تربیت بدنی 2 (بدمینتون) و یکی هم دانشکده خودمون و چون که من امروز حوصله نداشتم بم داشگاه و حسش هم نبود نرفتم فکر نکنم هم تشکیل شده باشه برای همین خوابیم و 9 پاشدم ورفتم دانشگاه و چون کلاسها تشکیل نمی شد برگشتم خونه  فکر نکنم فردا هم برم چون امروز پرنده تو دانشگاه پر نمی زد فردا هم بچه ها نمی یان .

بچه ها لطفا پیام یادتون نره .

پ.ن: من همه جلسات دانشگاه را می رم گاهی وقتها هفته اول را نمی رم ماچ.

به فکر یک سری تدارکات هستم لطفا کمکم کنید و آماده پذذیرفتن هرگونه انتقاد و پیشنهادی هستملبخند

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٤ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]