18/8/1391

سلام همین الان اون یکی وبلاگم را هم به روز کردم تو را خدا نظر بدید و ....... حالا شعری معروف از مولانا که در کتاب غزلیات شمس هست و عده زیادی این ترانه را خواندند

برید ادامه مطلب


مرده بودم زنده شدم ، گریه بودم خنده شدم

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

دیده سیر است مرا ، جان دلیر است مرا

زهره شیر است مرا ، زهره تابنده شدم

گفت که (دیوانه نئی، لایق این خانه نئی)

رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

گفت که( سرمست نئی، رو که ازین دست نئی )

رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که (تو کشته نئی ، در طرب آغشته نئی.)

پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم

گفت که (تو زیرککی، مست خیالی و شکی )

گول شدم ، هول شدم ، وز همه برکنده شدم

گفت که (تو شمع شدی ، قبله این جمع شدی .)

جمع نیم ، شمع نیم ، دود پراکنده شدم

گفت که ( شیخی و سری ، پیشرو و راهبری )

شیخ نیم ، پیش نیم ، امر تو را بنده شدم

گفت که (با بال و پری ، من پر و بالت ندهم)

در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم

گفت مرا دولت تو :(راه مرو ، رنجه مشو

زانکه من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم .)

گفت مرا عشق کهن :( از برما نقل مکن .)

گفتم (آری ،نکنم ، ساکن و باشنده شدم )

چشمه خورشید تویی ، سایه گه بید منم

چونکه زدی بر سر من ،پست و گدازنده شدم

تابش جان یافت دلم ،واشد و بشکافت دلم

اطلس نو بافت دلم ، دشمن این ژنده شدم

صورت جان ، وقت سحر ،لاف همی زد ز بطر

بنده و خربنده بدم ، شاه و خداوند شدم

شکر کند کاغذ تو از شکر بی حد تو

کامد او در برمن ، با وی ماننده شدم

شکر کند خاک دژم ،از فلک و چرخ بخم

کز نظر و گردش او نور پذیرنده شدم

شکر کند چرخ فلک ،از ملک و ملک و ملک

کز کرم و بخشش او روشن و بخشنده شدم

شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق

بر زبر هفت طبق ، اختر رخشنده شدم

از تو ام ای شهره قمر ، در من و در خود بنگر

کز اثر خنده تو گلشن خندنده شدم

باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان

کز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم

پ.ن : غزل شماره 210 . گزیده غزلیان شمس . مولانا جلال الدین محمد بلخی . به کوشش محمد رضا شفیعی کدکنی

[ ۱۳٩۱/۸/۱۸ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]