پست قبلی را جع ببه تولد وبلاگم است همین فکر نکنید مال خودم است من تو آذر به دنیا آمدمخنده

[ ۱۳٩٢/٥/٢٦ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

تولد

سلام حدود یکی دوهفته پیش تولد این وبم بود ومنم هم تصادفی اسم وبم را توی گوگل سرش کردم و واون قسمتی را که زده بودم کفشدوزک خانم تولد مبارک را آورد . ومن

دباره تولدش را تبریک می گم می خواستم پس فردا تبریک بگم ولی نشد و طاقت نیاوردم بیاید کیک بخوریم . درضمن همون طوری که متوجه شدید خاطرات روزانه ام در اون یکی وب می ذارم این یکی هم خلاصه داستان وترول گاهی هم متن ادبی خوب این طوری ؟خوب بیایم از کیک تولد بخوریم

این کیک را برای اونهایی که عین آدرینا عاشق باب اسفنجی هستند گذاشتملطفا کادو یاتون نرهخنده

[ ۱۳٩٢/٥/٢٦ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

ترول

[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ٦:٢٢ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

نورثنگر ابی

بی تردید یکی از آثار دوست داشتنی و برگزیده خانم جین آستین همین کتاب نورثنگر ابی است که این کتاب تقریبا یک سال بعد مرگ ایشان به چاپ رسیده است و کتاب تقربا کم حجم است واز همه آثار خانم جین آتسن غیر از ترقیب کم حجم تر است من این کتاب را حتی از غرور تعصبش بیشتر خوشم آمد این اثر یک جا و بقیه آثارش یک جا قرار دارد . سر گدشت دخنتری به نام کاترین است که زندگی   اطرافش را با رمان هایی که خوانده مقایسه می کند که آخر سر توسط قهرمان مرد داستان از خواب غفلت بیدار می شود و می گوید ما در رمان زندگی نمی کنیم و همه چیز در رمانهایی که خواندیم خلاصه نمی شود که در نهایت عین بقیه داستان های وی این دو باهم ازدواج می کنند . البته غیر از کاترین برادرش جمیز هم در داستان نقش دارد . که این دوباهم به بث سفر می کنند البته جدا جدا که در طول داستان هم دیگر را می بییند ولی در آخر های سفر کاترین با خانواده مرد داستان به نورثنگر ابی سفر می کنند وداستانی جداب درست می کنند ..................................

این داستان را از خواهرم امانت گرفتم وتقربا دو روزه تموم کردم

[ ۱۳٩٢/٥/٤ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]