29/1/1392

سلام دیگه ماشالا تاریخ یادم رفته باید یک ساعت فکر کنم تا یادم بیاد که امروز چه روزی است  که گاهی با به خاطر سپردن روزهای مهم یا تولدهای دوستام این مشکل حل می شود ... مثلا می گم یک شنبه ایی که گذشت (25/1) تولد دوست دوران مدرسه و دانشگاهم  فاطمه است بعد می گم که دوشنبه چندم و سه شنبه چندم تاست تا می رسم به روز مذکور

خب یک شنبه گدشته تولد دوستم فاطمه بود که از اول دبیرستان تا به امروز باهم دوستیم حدود 7 -8 سال می شود شاید به شه گفت تو این مدت دو یا سه روز فقط با هم قهر کردیم اونم سر یه مساله کوچیک  و بی ارزش . اونم تقصیر من یا اون نبوده بیشتر می شه گفت تقصیر بچه های بی تربیت مدرسه بود که حرف زشت می زدندومن نمی خوام این حرف را بزنم و چند بار هم فاطمه آن حرف را زد ومن گفتم دیگه این حرف را نزنم جالبه این حرفه را مامانم وقتی شنید یک بار از دهنم پرید حسابی دعوامان کرد اتفاقا مامان فاطمه هم دعواش کرد از اون موقع به بعد اون حرف از دهن من هیچ وقت شنیده نشد ولی گاهی از دهن فاطمه شنیده می شد ومن گفتم دیگه نگو یک روز اونقدر این حرف را تکرار کرد که من گفتم دیگه باهات حرف نمی زنم و بعد دو سه روز باهم آشتی کردیم من صبح می رفتم یک جای دیگه می نشستم که درس بخونم خیر سرم که آمد از من عذر خواهی کرد .

بله فاطمه شنبه تو 22 سال رفت و تولدش را از صمیم قلب تبریک می گم  

و اما تولد دیگه تولد دوست خوبم مرضیه است که 5 شنبه ایی است که می خواد بیاد مرضیه می ره تو 25 سال . اونم یکی دیگه از دوستان خوب من است که از ترم اول دانشگاه با هم هستیم بیشتر می شود کفت که از ترم2 باهم هستیم زیرا اون موقع جفتمون تنها بودیم واصلن همدیگه را نمی شناختیماز طریق بچه های دیگه باهم دوست شدیم وبیشتر درسها را باهم گدراندیم وترم دیگه هم با هم فارغ التحصیل می شیم

بعدا می آیم خاطرات این هفته را می گم

[ ۱۳٩٢/۱/۳٠ ] [ ٥:۳٤ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

جالبه

سلام جالبه سایت دانشگاه ما دو روز تعطیل بود که برنامه امتحانات را عوض کنند . حالا امروز رفتم تو سایت که ببینم برنامه جدید چیه ؟ بعد دیدم همون برنامه قبلی استنیشخند. جالبه نه . به افتخار برنامه ریزان کف برو تو کارچشمک. حالا می خوام بدونم برنامه امتحانات این ترم چیه؟ و کلاس ها کی تموم می شه . من که حوصله ام سر رفته نمی دونم چی کار کنم ؟ دوست داشتم یه مسافرت برم که می دونم نمی شه سبز. دوست دارم زودتر این امتحانات لعنتی شروع و تموم شه. چه کار کنم؟ شما پیشنهادی چیزی ندارید .

[ ۱۳٩٢/۱/٢٤ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

 

هورا سال دیگه دانشگام می آید میدان قلهک ازمیدان فلسطین نزدیکتر است (محل کنونی دانشکده زبان وادبیات فارسی و زباتهای خارجه دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) به منزل من ودوستم آرزو نزدیک می شئد ولی به بعضی از بچه ها دور می شود . ناگفته نماند ترم دیگه یعنی ترم 9 ترم آخر است ومن خلیی خوشحالم ازین بابت ....

حالا جونم براتون بگه هرچقدر تربیت بدنی 1 سخت بود 2 خیلی را حته هر چند مسیرش سخته ودور است ولی من این تربیت بدنی را بیشتر دوست دارم ولی بدیش این است که از دانشکده فتی باید برم دانشگاه خودم که یک ساعت تو راهم . واین خیلی بد است وتا3 دانشگاه خودم هستم ولی دیروز عین ما استادها هنوز از حال وهوای عید بیرون نرفته بودند کلاسهای دانشکده میدون فلسطین یک ربع زود تعطیل کردند وما هم باخوشحالی برگشتیم خونه وای که چقدر کلاسهای ساعت 1:30 تا 3 اعصاب خورد کن است آدم خوابش می آید وحسابی خسته است وتازه ناهار خورده بعضی از استادها کلاسشون قرص خواب اوره . وقتی فصل بهار باشد دیگه آدم عین من حساسیت داشته باشد نور اعلی نور است آهان راستی یکی از کلاهامون امروز تشکیل نشد و یکی دیگه هم عین دیروز یک رب زود تعطیل کرد البته استادهامون کی نیستند وکلاسها دوشنبه و شنبه سر وقت همیشگی تعطیل کردند و استاد معانی وبیان هم شنبه یک ربعی را جع به نوروز صحبت کرد وبعد عین همیشه درس را داد والبته مثل همیشه از روی کتاب خوند

خب امیدوارم از مطلب امروز خوشتون اومده باشد و ببخشید خیلی پرحرفی کردم ومثل همیشه منتظر پیامهاتون هستم که عین بقیه پستهای دیگه امسال پیام ندارم ولی باز دوست دارم فکر کنم پیغام خواهم داشت . شاید هم خیال واهی است خب تا بعد

[ ۱۳٩٢/۱/٢۱ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

 

اونهایی که عین من داشجو هستند بگید ببینم شماها برنامه امتحاناتتون جلو افتاده یا نه؟  به ما گفتند که جلو می افته ولی هنوز تو سایت اعلام نکردند . مال بچه های فامیلمون تغیر کرده . حالا شما هم بگید مال شما تغیر کرده یا نه؟ 

[ ۱۳٩٢/۱/۱٩ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

18/1/1392

سلام . خدمت شما خوانندگان بی معرفت که تو این سال جدید یک پیغام هم نذاشتید . و این خیلی بد است و من خیلی ناراحت شدم این 4 پستی که یک پیغام هم حتی نداره . حالا یک خبر خوب ....

تیتیم برادرم در مسابقات ایران اوپن دوم شدند . ومن پیشبینی کرده بودم که تیمش دومش می شود جریان ازین قرار بود که تیم پوریا پریروز 4 شد دیروز سوم ومن به مامان گفتم که 2 میشود وشد . ببابام هم گفت قبلا خواب شماره ماشینی که می خواستیم بخریم را دیدم واز قضا هم همان شماره شدنیشخند

خب این ایام مصیت بار عید گذشت وتمام شد ، ازین جهت می گم مصیبت بار برای اینکه تو عید همان طورکه می دونید پام یه مقدار پیچ خورده بود و تو استراحت مطلق بودم و من خیلی شدم بیشتر مهمون داشتیم و مادرم هم برای همدردی با من بیرون نرفت و من خیلی ناراحت بودم تو ایام عید فقط دو یا سه روزش را مهمان نداشتیم. وقتی هم می رفتن بعضی وقتها از شدت ناراحتی گریه می گرفت همه اش نمی شد درس خوند و من خیلی ناراحت بودم . امیدوارم که ترم دیگه زودتر بیاد بره وتموم شه ما هم نفسی بکشیم چون خیلی از درس خوندن خسته شدم نمی دونم چراناراحت. خب ازین به بعد باید بیشتر درس بخونم که عین ترم پیش آبروریزی نشه درس عمومی را بیافتم  . البته ناگفته نماند استاد های مرموز خیلی عقده ایی بودند وبعد نمره دادندبیشتر بچه ها را انداخته بودند وبه خاطر این دو درس معدلم نزدیک 14 شد دقیق نمی دونم چند شد 14 و خرده ایی شد منی که همیشه معدلم نزدیک 17 بودگریه.خب حالا بیاید دعا کنیم که همه امتحانات این ترم با سر بلندی بیرون بیان . ومنم ترم دیگه لیسانسم را بگیرم و نفسی راحت بکشم .

پ.ن: من نعطیلات را دوست دارم این ایام به خاطر اینکه نتونستم بیرونم برم حوصله ام سر رفت .

امیدوارم سال خوبی داشته باشیدماچ

 

[ ۱۳٩٢/۱/۱۸ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

 

سلام خدمت به شما بی وفایان که دیگه اصلن پیغام نمی ذارید این دومین پسته که اصلن پیغام نمی ذارید . موندم چرا وبلاگم طرفدارش این قد کم شده .

[ ۱۳٩٢/۱/۱٢ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

ادامه ماجرای پایم 2

فردا ی آنروز به نزد دکتری رفتم که پایم را قبلا گچ گرفته بود . دکتر فرستادم که از پام عکس بگیرم وقتی عکس گرفت گفت چیزی نیست فقط باید مراعات کنی  پات را زمین نذاری و فشار نیاری به پات. و دوشنبه ساعت 3 تا 4 بیا بینم چی کار کنیم؟. دو شنبه هم دباره می رم دکترم می گه تازه خونریزی اش شروع  شده  وبا همون پوتینهایی که ژام زیر چرخ رفته بود رفتم به دکتر هم گفتم با همین پوتینهام پام رفته زیر چرخ . گفت : خیلی شانس آوردید که این پوتینها پاتون بود که صدمه ندیده و گرنه پاتون خرد می شد تازه خونریزی اش شروع شده و چون تعطیل هستیدپاتون را گچ نمی گیرم وگرنه می گرفتم باید همه اش استراحت کنی . دیگه فع___________________لا تو استراحت مطلق هستم . چه کار کنم دیگه خسته شدم از بس تو خونه هستم خسته شدم چه کار کنم گریه.  فعلا تا عصری شاید دباره آمده ام دلم حسابی گرفته . . .......... .

لطفا نطر یادتون نره

[ ۱۳٩٢/۱/٦ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

سال نو مبارک

سلام . سال نو مبارک . ببیخشید دیر شد اون دو تا مطلبی را که می خواسنم یزارم  نشد دلیلش این بود که دباره پام هفنه پیش پیچ خورد اتفاقا همیون پایی گه دفعه قبل پیچ خورد اتفاقا هم.ن جایی که قبلا پیج خورده  یعنی مرکز خرید الماس شرق تو میدان ارتش بود این دومین دفعه بود که اونجا پام پیج خورد اما این دفعه متفاوت .....

این سری ما 4 نفر (من ، پوریا ، مامان ،بابا) داشنیم سوار ماشین می شدیم و همه سوار شده بودند حنی من هم سوار شده بودم ولی هنوز پای راستم را نو ماشین نزاشتم که بابام به پوریا گفت راه بیوفتیم پوریا هم ماشین را ر.شن کرد وقنی ماشین از پشت اومد رو پام یعنی مچ پام رفت ولی تنها شانسی که آوردم پوتین پام بود ومنم همچین جیغی کشیدم که ا.ن سرش ناپیدا بابابا از مااشین پیاده شد و دید پام زیر چرخ رفته و پوریا گفت دنده عقب برو و عقب رفت و پام را به روز ورداشتم و گذاشتم تو ماشین ....

این داستان ادامه دارد . فردا بقیه اش را می گم

[ ۱۳٩٢/۱/٢ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]