24/9/1391

دیگه آخرین روزهای پاییزی است و این نشانه خوبی است و نشانه اش این است که پام دیگه خیلی کم مانده از تو گچ در بیاید . درست شب یلدا پام را از تو گچ باز می کنمخواب. و لی از یک طرف نشانه بدی است . چون نشانه اش این است به فصل امتحانات نزذیک می شویم و باید حسابی خودمان را برای کنکور فوق و امتحانات پایان ترم آماده کنیم . امسال من و پوریا جفتمون کنکور فوق را می خواهیم بدیمو از الان استرس داریم . حالا فعلا بی خیال دوشنبه بالاخره کنفرانس سبک را دادیم و نصفش برای جلسه بعد موند.و وسط از شدت استرس داشتم قبض روح شدم .(داشتم تودلم قبل از کنفرانس اگر بار گرا بودی و رفتی می خوندم) وقت تمام. سه شنبه ایی هم سر شمس استادمان می گه عصای کی آنجاست و بعد منم گفتم من . بعد وسط درس کلی شوخی کرد که قلب چه کسی را شکتی  و از این حرفها . من و دوستم از خنده مردیم . خنده. . . راستی یکی از کلاسامون پروزکتور نسب کردند. در کلاسه را قفل کردند. تازه یادشون افتاده در کلاس پروز کتور هست . . راستی این چند روزم اینترنتم قطع بود که نتونستم مطلب تازه بذارم . در اولین فرصت هم کفشدوزک خانم 2 را به روز می کنم و هروقت وقت داشتم به روز می شه احتمالن تا 5 شنبه دیگه زودتر به روز نشه فعلا کلی کار دارم . بعضی از درسامون هم امتحان شفاهی دارم برای همین وقت ندارم . امیدوارم همه در امتحانات موفق باشن . دوست دارم زودتر امتحانات شروع و تموم شه که یه مسافرت برم احتمالن زودتر از عید مسافرت نمی رم.

[ ۱۳٩۱/٩/٢٤ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

16/9/1391

این اولین مطلب من در 22 سالگی است و امروز هم روز دانشجو است . من و برادر دوقلو ام (پوریا ) در حول وحوش ساعت 8 صبح به گفته مامانم به دنیا آمدیم . فقط یک چیزی پای خواهرم هم دینا رفنه تو آتل و چند هفته ایی هم باید تو آتل باشه . بیچاره مامان و بابام کم غصه پای من را می خوردند حالا مال دینا هم اضافه شد خدایا خودت آخر و عاقبتش را بخیر کن . حالا کلن بی خیال . .  . سه شنبه و 4 شنبه هم تهران به خاطر آلودگی هوا تعطیل بود و امروز هم تهران همه اش باران می بارید . دلم که باری برف لک زده دوست دارم بعد اینکه پامو باز کردم برف ببارد . و چند تا برف بازی حرفیه ایی با دوستام باری کنیم . فعلا

[ ۱۳٩۱/٩/۱٦ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

4/9/1391

چقدر سخته آدم با عصا راه بره . قده بلند است در نتیجه بایذ عصا هم بلند باشد. وقتی راه می رم زیر بغل اذیت می شودواقعا بابام  چه زجری ی کشید وقتی با عصا راه می رفت . دکتر یک ماه استراحت داده است . می ترسم بعد از اینکه گج را باز کنند از 70 کیلو بییشتر بشم همینطوری 65 کیلو هستم . هی روزگار چقدر سخته آدم روز تولدش پاش تو گج باشه این دوشنبه که می آید (پس فردا) نه دوشنبه بعد تولدم است .   16 دی هم امتحانم شروع می شود تا 7 بهمن امتحان دارم . حسابی این مدت چاق می شوم . یادش یخیر یک سال از اون موقعی که کفشم را تو دانشگاه دزدیدند گدشت

پ.ن: اینو به خاطر این تواین یکی وبلاگم گذاشتم به خاطر این است بیشتر اون یکی وبم را به روز کردم برای همین تو این گداشتم

[ ۱۳٩۱/٩/٤ ] [ ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

1391/9/2

سلام پام را گچ گرفتم و حدود یک ماه باید تو گچ باشه . بعدشم 6 ماه باید پوتین بپوشم . همین راستی کنفرانس سبک ام عقب افتاد به 13 آذر روز تولدم . همین . فقط 12 روز دیگه می رم تو22 سال . فعلا

[ ۱۳٩۱/٩/٢ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]