امروز

امروز من یک قسمت از امتحان تربیت بدنی 1 را دادم هفته دیگرم آخریش را می دم خلاص. امتحانم  بعد نبود از 35 تا دراز نشست 18 تا رفتم و نزدیک 9 دور دویدم . خدا کنه استادمان خوب نمره بده من که خیلی می ترسم.  بعضی از درسها حاضره آدم 10000 بار سر کلاسش بره ولی سر تربیت بدنی 1 نره عذاب اورتری کلاسه به نظر من . دوشنبه استاد مثنوی مان بهم گفت کلاسش دوشنبه آینده تشکیل نمی شه. حالا دیروز رو برد ضد حال زدن و گفتن تشکیل می شه . برای 22 خرداد امتحان رو خوانی گداشته . باید ببینم 4 مقاله رو خوانی اش کیه؟ چون استادش همون استاده . هان من ممکنه تا از الان تا 11 تیر یکی 2 تا مطلب بیشتر نذارم چون امتحان ترمم از 27 خرداد شروع می شه تا 11 تیر . فعلا

[ ۱۳٩۱/٢/٢۸ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

گزارش مختصر اصفهان و چیرهای دیگر

لبخندمشغول تلفنتشویقسلام ما 4 شنبه هفته گدشته که تعطیل بود صبح زود از تهران راه افتادیم و حول و حوش  و بین ساعت 9 و 10 بود تو ی استراحتگاه مهتاب بین راه قوم و تهران صبحان خوردیم و در آنجا کمی هم استراحت کردیم و دوباره نزدیکای 10:30 بود که از آنجا راه افتادیم .و  ساعت 12:40نزدیکای کاشان بود فکر کنم که پدرم خسته شد و حدود یک ساعتم بلکه بیشتر استراحت کردیم و سرانجام ساعت 3 اصفهان بودیم . ما به هتل پارت رفتیم(3ستاره است ولی 3 ستاره براش کم است چون خیلی تمیز و مرتب بود حداقل باید 4 ستاره را می دادند ) ما شانسی که آوردیم این بود که من از جمعه قبلش اتاق رزرو کردم . چون برای نفرات ما جا نبود . خلاصه آنجا رفتیم اسستراحت کردیم و عصرش هم به بازار عالی قاپو رفتیم و کمی خرید کردیم آنجا روبریش قبلا دروشکه بود ولی حیف که برداشتند بعد برگشتیم هتل و استراحت کردیم و صبح بعد صبحانه به پل خواجو و سی و سه پل رفتیم تو سی و سه پل جاتون خالی بستنی و چای خوردیم و بعد آن به منارجنبان رفتیم خیلی آنجا خوش گدشت و عصری دباره به عالی قاپو رفتیم و صبح روز بعد بعد صرف صبحانه به طرف تهران راه افتادیم و حول و حوش 12 بود که قم بودیم و ما خواستیم حرم برم ولی مثل اینکه آن حضرت ما را نطلبیده بود و جای پارک نبود و چند بار دور زدیم و جای پارک نبود که نبود . و دوباره تو مهتاب  ناهار خوردیم بعد از آن به سمت تهران آمدیم و ساعت 3 یا4 بود که به منزل رسیدیم .

ما امروز ساعت 3 از خونه راه افتادیم و به سمت نمایشگاه کتاب رفتیم جای پارک نبود آخر سر جای پارک تو یمیدان 7 تیر پیدا کردیم و بقیه راه با مترو رفتیم بعد تو نمایشگاه قسمت انتشارات ققنوس کتابی که خواهرم نوشته با نام شما از کجا بادمجان می خرید (نویسنده : دینا کاویانی . مدیر وبلاگ آبی رها ) را خردیم تو کتابسرا تندیس کتاب پندراگن مترجم ویدا اسلامیه را خردیم و از خود خانم اسلامیه امضا گرفتم . بعد توی انتشارات فردوس خلاصه تاریخ ادبیات دکتر صفا را گرفتم ما اصلش را فبلا  همه جلداش را گرفته بودیم و خلاصه کلی خرید کرده بود که مهم ترین آنها اینها بود . راستی دم آن بچه هایی که هفته کنکور آزاد دارن گرم زیرا باعث شده که ما پتج شنبه آینده و البته شنبه ی بعد تعطیل باشیم ومن هفته امتحان تربیت بدنی دارم که یکی از مواردش اینکه که 6دقیقه یاید بویم حداقل 16 دور زمین بسکتبال و در یک دقیقه 35 تا دراز نشست بریم . (از الان دق کردم ) راستی برای بچه هایی که کنکور دارن آرزوی موفقیت دارم .خداحافظ

 

[ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ٧:۱٩ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

دباره من اومدم

سلام من دباره بعد مدتها آمدم . دلیلش این بود که  درسها زیاد بود و من از آنجایی که خیلی خرخونمچشمکو هر روز می رم دانشگاه وقت نکردم بیام مطلب تازه بذارم . اومدم بگم چون من تو ایام عید مسافرت نتونستیم بریم (به همون دلیلی که بارها گفتم) فردا عصر یا 4 شنبه صبح می ریم مسافرت , اگر تونستم یه مختصر گزارشی چمعه براتون می ذارم. میریم اصفهان که اگر حضرت معصومه هم ما را بطلبه حرم هم شاید بریم. من که خیلی دلم برای حرم رفتن تنگ شده. راستی یه خبر خوب مورچه های منزلمان کم شدند .پنج شنبه  هم تربیت بدنی ام تشکیل نمی شه خدا را شکر و استاد تربیت بدنی هم گفته هفته آخر اردیبهشت و هفته اول امتحان تربیت بدنی یک را می دیم از شرش خلاص می شیم ولی بدبختانه گفته 10دور باید بدوییم من که آخرش هلاک می شم ولی نمی دونم آخرش چه شاهکاری می زنم دعا کنید خوب بشه و از شرش خلاص شم  تا بعد

[ ۱۳٩۱/٢/٤ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]