عید

سلام من دوباره بعد 2 هفته اومدم آخرین پیغامی که من فکر می کنم گذاشتم مال 29 اسفند 90 بود و من الان اولین لینکم را در سال 91 می ذارم . تو این مدت ما مسافرت نرفتیم ، علتش هم به خاطر این بود که پای پدرم شکسته بود و مادرم چند وقت پیش عمل کرده بود . پدرم گچ پایش را باز کرده و الان کفش به خصوصی را باید بپوشه. ما البته اول قرار بود که 10 فروردین تا کاشان یک سر بریم و برگردیم ولی راستش به خاطر پای پدرم ترسیدیم برای همین نرفتیم ، حالا قرا شده تو اردیبهشت پدرم وضعیت پایش بهتر شد یکی دو شبه تا کاشان بریم و برگردیم. بی خیال . اون زیاد مهم نیست. راستی به نظرتون چه کار می شه کرد برای دفع مورچه ها ، همه ای خونمون پر مورچه شده البته فبل از بنایی . هر کاری کردیم . ولی دیگه انگار فایده نداشت که نداشت . به نظرتون چه کار کنیم ؟ و ای خدا آخر و عاقبت منو با این تربیت بدنی یک بخیر بکنه . بی انصاف بچه ها را ده بیست دور دور سالن ورزش مان می دواند . بعد شم ورزشهای سخت .:-( از دست این ورزش کلافه هستم همه بچه ها هرسری اعتراض می کنند ولی فایده نداره که نداره . حاضرم روزی 1000 بار سر بقیه کلاسهام برم ولی سر این نرم ............................. کلا بی خیال.

راستی به مدت چند هفته یک سری مجموعه داستان از کتاب تو، تویی مترجم امیر رضا آرمیون و نقل قول تو این وبلاگ و آن وبلاگم می ذارم در پایان این سری کارها یک نتیجه گیری کلی می ذارم . تا بعد شاد و وخوش باشید.....

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]