سلام

سلام من این مدت به خاطر امتحاناتم نتونستم مطلب بنویسم ولی 2 هفته است امتحاناتم تمام شده من مخطلبی برای گفتن نداشتم الانم ندارم ولی برای سرگرمی شعری از فرخی سیستانی شاعر دربار غزنویان و چغانیان برای تان می نویسم که این  شعر در وصف طبیعت سروده شده است .

بر آمد نیلگون ابری زروی نیلگون دریا               جو رای عاشقان گردان چو طبع بیدلان شیدا

چو گردان گشته سیلابی میان آب آسوده        چو گردان گردبادی تند گردی تیره اندرو

ببارید وز هم بگسست و گردان گشت بر گردون

چو پیلان پراکنده میان آبگون صحرا

تو گفتی گرد زنگار است بر آیینه چینی

تو گویی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبا

بسان مرغزار سبز رنگ اندر شده  گردش

به یک ساعت ملون کرده روی گنبد خضرا

تو گفتی آسمان دریاست از سبزی و برویش

به پرواز اندر آورده ناگه بچگان عنقا

همی رفت از برگردون گهی تاری و گه روشن

وزاو گه آسمان پیدا و گه خورشید نا پیدا

بسان چندن سو هان زده بر لوح پیروزه

به کردار عبیر بیخته بر تخته مینا

چو دودین آتشی کابی برو اندر زنی نا گه

چو جشم بیدلی کز دیدن دلبر شود بینا

هوای روشن از رنگش مغبر گشت  شد تیره

چو جان کافران گشته ز تیغ خسرو والا

من این اشعار را بیشتر پسندیم زیرا بقیه شعارش مدح شاهان غزنوی . چغا نیان می باشد  لطفا برام پیغام بگذارید که وبلاگم به سمت بهتر شدن برود با تشکرتشویقخوابخجالت

[ ۱۳٩٠/٥/٦ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]