موضوعی ندارم شما آن را انخاب کنید

سلام

اولا تسلیت به خاطر درگذشت هنرمند فقید و نقش آفرین در عرصه سینما خسرو شکیبایی

ثانیا ما دیروز جمعه از روسیه برگشتیم. در همان زمان که ما در ماشین بودیم و از فرودگاه امام خمینی بر می گشتیم که ساعت ۴ صبح بود خسرو شکیبایی در گذشت. ما هفته پیش رفتیم مسکو البته غیر از پوریا. چون او سرباز محسوب می شود. خلاصه آن روز صبح جمعه یکی از مسئولین به ما گفته بود، حتما در آن خیر و صلاحی بوده است. من آن روز خیلی می ترسیدم، وقتی رفتم سوار هواپیما شدم، هزاران بار حمد و سوره را می خواندم. وقتی از هواپیما خارج شدیم،‌ من هزاران بار خدا را شکر کردم. من آن روز همه اش فکر می کردم، یکی هفته زندگی بدون پوریا در مسکو و سن پترزبورگ خیلی سخت است و اصلا به ما خوش نمی گذرد. آن روز من کمی ناراحت بودم. همه اش در این فکر بودم کاش پوریا هم با ما می آمد ولی روز های بعد اتفاقا بدون پوریا خیلی خوش گذشت حتی وقتی به روز پنج شنبه
نزدیک می شدیم من به پدر ومادرم می گفتم خیلی زود مسافرت ما تمام شد . حتی دوست داشتم پیشتر در مسکوو سن پترز بورگ بمانیم البته اعضای تور ما بدون پوریا ٢٣ نفر بود  پریشب  ٧ از اعضای تور ماندند البته نردیک بود کل تعضای تور به ایران باز نگردند چون بلیط مارا به عده ی دیگری فروخته بودند چون پرواز از سن پترزبورگ به سمت مسکو با تاخیر انجام شد .پرواز ما در همان ساعت کنسل شد در نتیجه مسولین هواپیما یی فکر کردند ما در سن پترزبورگ هستیم برای همین بلیط هایمان را فروختند ولی مسولین تور یا باید یا باید خود قطعی می کردند یا به ما می گفتند خود قطعی کنیم پریروز  مسول تور رفت بلیط برای همه خرید حتی برای آن هفت نفر ولی جایی برای آن هفت نفر در هواپیما نبود . بقیه اعضای تور را به زحمت در هوا پیما جا دادند  خلا صه ۴ صبح تهران رسیدیم و ٢و٣ مطلب مانده که بعدا آن را می گویم.

[ ۱۳۸٧/٤/٢٩ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

سلام

سلام عزیزان

 من عرض کنم خدمت شما که ما یعنی  من (پریا)پوریا (برادر دوقلوام) وپدر ومادرم جمعه اگر فردا ویزا یمان بیاید به مسکو سفر خواهیم کرد بعد شم بعضی از شما گفتید که ١سال مطلب ننوشتم مگه من توی آخرین مطلبم دلیل آن را ذکر نکر ده بودم . بعدش هم من شاید در مسافرت داستانی بنویسم

[ ۱۳۸٧/٤/۱۸ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]

 

سلام سال تحصیلی تمام شد و امسال اگر خدا بخواهد پس فدا من دیپلمه میشوم امسال کلا سال سختی برای ما بود

هر روز اش ما امتحان داشتیم مخصوصا بعد از عید  آخر سر نماینده های هر سه کلاس (انسانی ،ریاضی ،تجربی )نزد مدیر مدرسه رفتند و دو امتحان معرفی آخر را حذف کردند  از آن بدتر امتحان ها ی و داخلی مان که تا 1تیر طول کشید به نظر شما این انصاف هست مخ آدم خسته نمی شود  . داداش دو قلو ام (پو ریا) پریروز کنکور اش را داد  من و او  هر دو ی مان آخر این هفته کنکور دانشگاه آزاد داریم . من آزمایشی و پوریا واقعی.

 

 

 من یادم رفته  بود که به شما بگم  که خواهرم (دینا)در 5 اسفند ماه آدرینا خانم را به دنیا آورده است

[ ۱۳۸٧/٤/٩ ] [ ٤:٢٥ ‎ب.ظ ] [ PARIA KAVIANI ]